Note- = یادداشت
زین پس به جای وازه نامأنوس .....
Note- = یادداشت
نقدی بر جنبش سبز
بعد از انتخابات موجی تشکیل شد به نام جنبش سبز. ادعای این موج حمایت از میرحسین موسوی بود. شاهد مثال هم استفاده از رنگ سبز و شعارهایی که در آن ها کلمه " موسوی" به کار می رفت.
چیزی که جماعت سبز رو دور هم جمع کرد، دفاع از آزادی بیان و آزادی انتخابات بود. وگرنه تو مسائل دیگه بسیار با هم اختلاف داشتند.
بعد از راهپیمایی روز قدس استارت شکافی عمیق بین جنبش زده شد. بارها مهندس موسوی در بیانیه های خود گفت که من خواهان جمهوری اسلامیم نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد . ولی بعضی ها اومدن و با صراحت شعارهایی براندازانه سر دادند که به هیچ روی موافقتی با نظرات مهندس موسوی نداشت و در عین حال در حمایت از موسوی شعار می دادند، این گروه تا به امروز بیشترین هزینه را به جنبش سبز تحمیل کردند و حرف آدم و عالم را هم قبول ندارند. هی بهشون می گیم این شعارها از هر جنبه که بهش نگاه کنید به نفع جنبش سبز نیست ولی انگار نه انگار.
اومدن تشییع جنازه آیت الله منتظری بدون در نظر گرفتن مکان- شهر قم- و زمان- فوت آیت الله منتظری- هر شعاری که دلشان خواست دادند. به جرأت می تونم بگم اون روز کمتر از یک سوم شعارها در مورد آیت الله منتظری بود
یکی پیدا نشد به اینا بگه آقایون خانوما چرا شما زیر پرچم موسوی دارین سینه می زنید. می تونین با یه عنوان دیگه اعلام موجودیت کنید و در راهپیمایی ها شرکت کنید. مگه موسوی چقدر در نظام نفوذ داره که شما اون بدبخت رو ازش سوء استفاده استراتژیک می کنید.
اگر موسوی رئیس جمهور شود نه شعار "جمهوری ایرانی" تحقق می یابد و نه شعار "نه غزه و نه لبنان" و نه شعار "مرگ بر اصل ولایت فقیه" بلکه تنها چیزی که محقق می شود، آزادی بیان و آزادیِ انتخاباته.
البته من نمی گویم که حق ندارند شعارهای براندازانه بدهند ولی دور از انصاف است که در زیر پرچم موسوی این شعار رو می دن. مرد و مردونه بگن ما موسوی رو قبول نداریم و خواهان براندازی هستیم.
جنبش سبزِ ما خواسته هایش حداقلی است، نمی خواهد براندازی کند. جنبش سبزِ ما نمی خواهد هی بگوید مرگ بر فلانی، مرگ بر بهمانی. خواسته های جنبش ما همان ایست که مهندس موسوی در بیانیه 17 خود آن ها را مطرح کرده است.
اگه جنبش سبز می خواهد که متحد باشه و به نتیجه ی مطلبوبش دست پیدا کنه باید روی خواسته هایی که همه روش اشتراک نظر دارن و تا حدودی هم مشخص و شفافند، دست بذاره. به طور مثال چه اشکالی داره که ما یه راهپیمایی بذاریم و فقط در مورد زندانی های سیاسی شعار بدهیم. یا مثلا چه اشکالی داره که یه راهپیمایی دیگه بذاریم و فقط در محکومیت لباس شخصی ها شعار دهیم.
اصلا فکر کنید که همه ی جنبش سبزی ها موافق شعارهای براندازانه باشند(که به نظرم کسایی که خواهان براندازیند در اقلیت اند) به نظر من باز هم از لحاظ استراتژیک به نفع جنبش سبزه که تا می تونه از شعارهای براندازانه فاصله بگیره (این ادعا دلایل خود را دارد که شاید در فرصت دیگر آن ها را بیان کردم)
پی نوشت1 : هر چند این پدیده ها تا حدودی معلولی است از رفتارهای حکومت ولی رفتارهای حکومت سلب مسئولیت از ما نمی کند.
پی نوشت2: این سخنان بهزاد نبوی در استعفانامه ی خود از مجلس ششم، بسیار مناسب شرایطی است که ما در آن قرار داریم:
جماعتی استعفای ما را نقطه پايان اصلاحات در چارچوب قانون اساسی و شکست آن ارزيابی میکنند. قطعاً
چنين برداشتی صحيح نيست. ما کماکان بر اين باوريم که قانون اساسی جمهوری اسلامی علیرغم کاستیها،
که در زمان مناسب قابل تغيير و اصلاح خواهد بود، چارچوب قابل قبولی برای تداوم اصلاحات است.
مشکل اصلی امروز ما قانون اساسی و ساختار حقوقی قدرت نبوده، بلکه مشکل تاريخی ساختار واقعی قدرت است. مادام که اين ساختار تغيير نکند، اصلاح قانون اساسی نمیتواند ضامن تحقق مردمسالاری باشد. چنانکه با وجود قانون اساسی مشروطه که تقريباً ترجمه قانون اساسی نظامهای مشروطه اروپايی بود، رژيم مشروطه در زمان رضاشاه و محمدرضا شاه به يکی از مخوفترين رژيمهای استبدادی که درآن شاه به مراتب مطلقالعنانتر و غيرپاسخگو از شاهان عصر سلطنت مطلقه بود،استحاله شد. امروز نيز ما دچار همان مشکليم، تفسيرهای بدعتآلود از قانون اساسی که توسط اقتدارگرايان و استبدادطلبان و برای جلوگيری از توفيق حرکت اصلاحی صورت گرفته است،بزرگترين ضربه را به اعتقاد مردم به قانون اساسی وارد کرده و اين تصور را خصوصاً درميان روشنفکران و جوانان ايجاد کرده است که تداوم اصلاحات در چارچوب چنين قانونی، ميسر نيست.
وقتی پرفسور حسابی تکثیر می شود


"استاد علی اکبر مسلم زاده کارشناس ارشد فیزیک است که زمینه پژوهشی
ایشان نظریه میدان های کوانتومی است.او با ایمان و دارای فکری عمیق . اخلاقی بسیار پسندیده است.مسائل بسیار عمیق فیزیک بالأخص نظریه میدان های کوانتومی را به خوبی تحلیل می کند بطوریکه می توان او را از نوابغ ایران بشمار آورد....دکتر فرین پاینده به همراه پروفسور جرارد توفت دارنده جایزه نوبل فیزیک 199926 نوامبر 2009 دهمین سمپوزیوم بین المللی پیشگامان فیزیک بنیادی FFP10 (استرالیا)پروفسور توفت فیزیکدان نظری برجسته قلندی الاصل است که به خاطر بازبهنجارش نظریه واینبرگ-سلام برنده جایزه نوبل فیزیک 1999 شده است.دکتر فرین پاینده دانشمند فیزیک نظری ایرانی است که زمینه پزوهشی او نیز تحقیق بر روی رفع مشکلات باز بهنجارش نظریه میدان های کوانتومی است.یکی از قدرت های منحصر به فرد ایشان در موضوع ساده سازی پیچیده ترین فرمول ها و مفاهیم بسته ی فیزیک است..."
رضا پهلوی، مریم رجوی, کاخ سفید درگذشت آیت الله العظمی منتظری را تسلیت گفتند و همچنین امام ایشان را طرد کردند، پس ایشان باطلند؟
"مردم آگاه ما هرگز سرنوشت خود و مطالبات به حق خود را به رسانه هاي غربي
گره نمي زنند. آن رسانه ها نيز براي پرستيژ و مقبوليت خود مجبورند با مردم معترض همصدا شوند، ولي مردم هيچگاه راه خود را با راه آنها يكي نمي دانند. روي آوردن مردم به رسانه هاي غربي به علت سانسور شديد و يك جانبه نگري واضحي است كه در صدا و سيماي خودمان وجود دارد، و متأسفانه اكنون به ابزاري در دست گروه خاصي درآمده است كه از دروغ پردازي نسبت به گروه مقابل و نيروهاي مردمي كوتاهي نمي كند."